X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمینی
چهارشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1382
برای تو

هر زادنی به معنای مفارقت از کل و جدایی از ذات باری است، تجددی است آمیخته به درد و رنج. باید به کل بازگشت و این حجاب را از میان برداشت. «خدا شدن» یعنی: توسعه دادن به روح تا جایی که بتواند کل را در خود جای دهد.
..
انسان موجودی مستحکم و لایتغیر نیست بلکه تجربه و معبری است. پل باریک خطرناکی است بین طبیعت و فکر. حالتی و کیفیتی درونی انسان را به سوی معنویات و به سوی خدا می کشاند و از طرف دیگر نفسانی ترین اشتیاقات او را به جانب مادر، به جانب طبیعت بازمی گرداند: زندگی بین این دو قدرت با ترس و لرز بسیار در نوسان است.
..
هر تولدی به معنی جدایی از وحدت و کمال مطلق است. به معنی تحدید و جدایی از خدا و تحول و تکامل تازه ای است که کسی چندان روح خود را وسعت بخشد که فراخنای آن باز و قادر به در بر گرفتن و احاطه ی کمال و وحدت مطلق گردد. بودا و هر انسان بزرگ دیگر در این طریق ره سپرده اند، هر کدام بر حسب جسارت و دلیری خود، یکی دانسته و دیگری ندانسته قطعه ای از این راه را پیموده است.
مردم همه دو روح و دو طبع در نهاد خود دارند، در آن ها جنبه های خدایی و اهریمنی، پدرانه و مادرانه، قدرت خوشبخت بودن و نیروی رنج کشیدن به طریق خصمانه و مشوش در کنار یک دیگر و بر ضد یک دیگر، زندگی می کنند.
مردمی که زندگی آن ها خیلی بی قرار و متلاطم است، در لحظات خوشبختی خود این قدر به عوالم ناگفتنی زیبا و موثر راه می یابند که پرتو افشانی کوتاه و خیره کننده ی آن دیگران را هم متاثر و مسحور می نماید. تمام این اشخاص، افعال و آثارشان زندگی است آکنده از بدبختی که درد و رنج فراوان آن را پریشان کرده است...

وقتی جوان بودم هر کتابی را که می خوندم یاداشت برمی داشتم .. و حالا امروز به دلایلی و به خاطر دوستی عزیز یاد «گرگ بیابان» هرمان هسه افتادم . نوشته های بالا برگزیده هایی از این کتاب است و یادگار آن دورانِ یادداشت برداری ها..  به نظر من کتاب بسیار جذاب و دوست داشتنی است. حالا یکی نخونه و فحش ببنده به ما ! خوب کتاب خوندن یک جور به سلیقه ی شخصی بر می گردد .. فقط تو دلم می گم خدا کند هم سلیقه باشیم

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341277