X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمینی
جمعه 8 خرداد‌ماه سال 1383
در حقیقت عشق

به این شعر زیبا توجه کنین:

گر عشق نبودی سخن عشق نبودی           چندین سخن نغز که گفتی که شنودی؟
ور باد نبودی که سر زلف ربودی                   رخساره‌ی معشوق بعاشق که نمودی؟

کیف کردین؟
ور باد نبودی که سر زلف ربودی                   رخساره‌ی معشوق بعاشق که نمودی؟

من رو که امروز حسابی کیفور کرد، گفتم با شما قسمت اش کنم.
این ها را جناب سهروردی حدود هشتصد سال پیش گفته.
در همان رساله « فی حقیقّت العشق» ادامه می ده:

بدان‌که از جمله‌ی نام‌های حسن یکی جمال است و یکی کمال و در خبر آورده‌اند که: « ان الله جمیل یحب‌الجمال». و هر چه موجودند از روحانی و جسمانی طالب کمال‌اند، و هیچ کس نبینی که او را به جمال میلی نباشد، پس چون اندیشه کنی همه طالب حسن‌اند و در آن می‌کوشند که خود را به حسن برسانند. و به حسن منتها که طلب همه است دشوار می توانند رسید زیرا که وصول به حسن ممکن نشود الا به واسطه ی عشق، و عشق هر کسی را به خود راه ندهد و به همه جایی مأوا نکند و به هر دیده روی ننماید، و اگر وقتی نشان کسی یابد که مستحق آن سعادت بود، حزن را که وکیل در است بفرستد تا خانه را پاک کند و کسی را در خانه نگذارد، و از آمدن سلیمان عشق خبر کند...

خیلی زیباست نه؟ اگر خسته نشدید این را هم بخوانید:

عشق را از عشقه گرفته‌اند و آن گیاهی ست که در باغ پدید آید و در بن درخت، اول بیخ در زمین سخت کند، پس سر برآرد و خود را در درخت می‌پیچید و همچنان می‌رود تا جمله درخت را فرا گیرد، و چنانش در شکنجه کند که نم در میان درخت نماند، و هر غذا که به واسطه ی آب و هوا به درخت می‌رسد به تاراج می‌برد تا آن گاه که درخت خشک شود.
...

سهروردی، یحیی‌بن حبش  ۵۴۹ - ۵۸۷ قمری
فی حقیقه العشق، یا مونس العشاق / شهاب‌الدین سهروردی
*در شیوه ی نگارش کمی ویرایش انجام شده است.

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341276