X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمینی
شنبه 6 تیر‌ماه سال 1383
پراکنده

* زندگی مثل یک پازل می مونه که هر روز چند تا از قطعه هاشو می چینی. خیلی وقت ها می شه روی قطعه ها خط های خودتو بکشی و هر رنگی که دوست داری بهش بزنی اما یک وقتایی هر چی خط می کشی و رنگ می زنی دود می شن می رن هوا! تنها کاری که می شه کرد این است که خاکسارانه سر تسلیم فرود آورد که در حیطه ی قدرت انسان نیست. رنگ و خط را بگذاریم برای قطعه های دیگر ! 

* مدتی این خانه هم تعطیل شد !
از همه ی دوستان عزیزمون که در این مدت به ما سر زدن و با پیام های مهر آمیزشون مارو شرمنده کردن، ممنونیم. راستش من سفر بودم و دسترسی به اینترنت نداشتم و آقای زمینی هم منتظر بودند که چیزکی بنویسم اما واقعیت این است که وقتی وقفه بیفته آدم خیلی سخت گیر تر می شه و دلش نمیاد هر چیز دم دستی را بنویسه امیدوار بودم که بتونم طرح قصه جدیدمو براتون بنویسم اما فعلا آدمای قصه ام این اجازه رو به من نمی دن!
حالا نگید این سخت گیریت بود !! که خودم همین طور دارم عرق می ریزم فقط خواستم این وقفه تموم بشه شاید زمینی به روال قبلی خودش برگرده...

* خانم زمینی اعلام می دارد که مشغول نوشتن پروژه ای است و شاید نتونه به مدت شش، هفت ماه درست و حسابی بنویسه بنابراین نوشتن و به روز کردن این جا از حالا به گردن آقای زمینی! (حالا سعی می کنم گاهی بیام و چشمتون رو درد بیارم اما رسما مسئو لیت گردن آقا باشه بهتره :))

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341277