X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
زمینی
چهارشنبه 2 دی‌ماه سال 1383
یکی از ما
 

  یکی از شما                                                                                  

ـ اگه بهش یه کار خوب پیشنهاد کنیم بعد از یه مکث نسبتا طولانی میگه : من بلد نیسم می ترسم از زیرش درست در نیام ، آبروتون می ره و ... می گیم مگه دنبال کار نبودی میگه : چرا ولی باید بتونم ، باید بلد باشم و خلاصه آخر حرف پیشنهاد رو خیلی آبرومندانه رد می کنه و ما رو از زحمتی که به خیال خودمون کشیدیم پشیمون و شایدم شرمنده می کنه .

 ـ اگه بهش بگیم یه خبر خوب بدیم بعد از اینکه گوش کرد ماشاءا... با روابط عمومی که داره ما را یخ روی آب می کنه خیلی راحت میگه : می دونستم ، البته دستتون درد نکنه ، یا اینکه نمی دونه بی تفاوت از کنارش می گذره و میگه : اینا برای من ارزشی نداره و به اصطلاح خسته نباشید محکمی میگه .

ـ  اگه بهش راه و چاه ترقی را نشون بدیم صغرا کبرا می چینه  و بعد صداش رو صاف می کنه مثل بعضی آقایون میگه:  آقا ما این کاره نیستیم. یه جوری می فهمونه که این کار از نظر اون غلطه و اونم خطا کار نیس و گوشی دست شما می ده که ای بابا شما هم مواظب خودت باش .

ـ  اگه بهش یه مورد خوب رو پیشنهاد کنیم سرش رو زیر می اندازه ، سرخ می شه و هیچی نمیگه وقتی بغض راه گلوشو باز کرد و اشک از کنار چشماش رفت با صدای لرزان و خسته ای میگه : داداش از ما گذشته . می خواد هیچکی نفهمه ولی همه میدونن خیلی طرف رو می خواد ولی یا روش نمی شه یا ...

ـ   وقتی از خوبیامون و زرنگیامون میگیم خوب گوش می کنه مثل اینکه اصلا چنین چیزای را یا ندیده یا اصلا خبر نداره ما خوشحال که عجب می تونیم جلوش قیافه بگیریم بعدشم هیچی نمیگه و فقط تشویق می کنه بعد از مدتها می فهمیم ای بابا خودش ختم این کار بوده و ما رو ...

ـ  با اینکه به ظاهر همش از درد ورنج و شکستش میگه اما اگه ما خواستیم گله کنیم و بنالیم زود میگه : از خوبیاش بگین ، ببین زندگی چقدر قشنگه و ... خلاصه نمی ذاره اون جوری که دلمون می خواد باهاش حرف بزنیم هر جوری اون می خواد باهاش صحبت می کنیم .

ـ  یه جورایی داره ما را اذیت می کنه از بس که بعضی وقتا خودش رو مظلوم و خوب نشون می ده اون وقتا ما همچین دلمون می خواد یه خورده سربه سرش بذاریم دلمون خنک می شه اما اون عین خیالش نیس و این ما را عصبانی می کنه بهش می گیم پس چی ؟ میگه : من یکی از شما.

ـ  دیگه حرفامونو باور نمی کنه نگفته ولی حس می شه اون دنبال یه جو عمله تا یه خروار حرف برای همین هست که بیشتر ساکته و اهل پیشنهاد شنیدن تا پیشنهاد کردن .

ـ حالاخداوکیلی یه پیشنهاد داشته باشه عمل می کنیم ؟!!! بی خیال ... مثل بقیه پیشنهادها ، خودش گفته: من یکی از شما. 

   نویسنده :  سعید آقایی 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341273