X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمینی
سه‌شنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1384
چه بگویم؟

دیروز روز کارگران بود و امروز روز معلم. دو قشر عظیم،زحمت‌کش و فرهیخته اما به یاد ندارم روزی را که آن‌ها توانسته باشند به اندازه‌ی تلاش و زحمتی که می کشند ارج ببینند. منظورم از ارج هم مادی است و هم معنوی. راستی چرا؟
گرچه وضعیت کارگران و معلمان در دیگر نقاط این کره‌ی خاکی به مراتب بهتر از ماست اما هنوز هم اعتراض‌ها و اعتصاب‌ها در همه جا ادامه دارد. و البته اگر بخواهند کارگر اروپایی را ساکت کنند می توانند یک سفر توریستی برایشان بگذارند تا از نزدیک شاهد وضعیت کارگران این‌جا(به طور کلی آسیا) باشند!
دیروز می خواستم این روز را تبریک بگویم اما آن‌قدر شرمنده بودم که در دل گفتم راستی چه تبریک گفتنی دارد؟ متاسفانه امروز هم همین احساس را درباره‌ی معلمان دارم. و تنها می توانم در این گوشه یادی کنم هر چند به دل خودم هم نچسبد.
امیدوارم روزی برسد که این ‌یادمان‌ها فقط به عنوان جشن و سرور برپا شود و دیگر شاهد هیچ گونه تفاوت حقوقی نباشیم.
نکته‌ی دیگری که می‌ماند پایین کشیدن کرکره این جاست تا وقتی دیگر. نوشتن وبلاگ فرصت خوبی است که احساست را درباره‌ی هر چیز با دوستانت به اشتراک بگذاری و این خوبی را هم دارد که می توانند خیلی راحت نقدت کنند و به بحث بنشینی اما در این دوره از زندگیم خیلی خسته، تنها، و سردرگمم و نوشتن در این جا تبدیل به نالیدن می شود که خوشایند نیست. پس تا فرصتی دیگر که بتوانم خودم را ری‌بوت کنم درود و بدرود. 

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341273