X
تبلیغات
نماشا
رایتل
زمینی
سه‌شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1386
ماه بهمن و یاد سنگین تو

الان یک سال است که تلاش می‌کنم پنهان کنم آن‌چه در نهان است و این جا ننویسم چرا که گفتن غم، غم می‌آورد و باری سنگین برای دوستانی که هرازگاهی به این جا سر می‌زنند. اما می‌خواهم بنویسم از او که بزرگ بود و هست و جای خالی‌اش چون حفره‌ای به عمق درک هستی در قلبم خالیست. از مادرم می‌گویم که سال گذشته برای همیشه از پیش ما رفت. این روزها را با بغض می گذرانم و اشکی که خیال آمدن ندارد و فقط تلخ‌تر و سنگین‌ترم می‌کند. یادش در هر لحظه با من است و آغوشش حسرتی پایدار. این‌ها را نوشتم تا بدانید علت کم‌کاری‌را و نبودن بعد از این را. هر گاه که بتوانم با خودم و پیرامونم آشتی کنم خواهم آمد.

پ.ن ۱- دیدن تئاتر افرا و بانوی سال‌خورده و مرغابی وحشی را به دوستان پیش‌نهاد می‌کنم. 

۲- هم‌بستگی وبلاگ‌نویسان با دانشجویان دربند تنها کاری‌ست که می‌توان در این دنیای مجازی کرد.


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341276