X
تبلیغات
رایتل
زمینی
جمعه 17 بهمن‌ماه سال 1382
بیدقی خواهیم راند؟

امروز بعد ازظهر برای خرید بیرون رفتم اما کمی بعد فهمیدم که این طبیعت است که با سخاوت گسترده ی خویش مرا به کوچه های شهر می برد.باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در تهران آلورگی ها را می شورد و می برد، کاش می شد که همه ی پلیدی ها را شست.مادرم با تمامی توانش از جایگاهش عشق را هدیه می کرد و مرا مبهوت بر پشت بام خانه نگاه داشت. به خداحافظی اش گوش می کردم و به نجوای طبیعت که آرام از میان موهایم می گذشت و در گوش هایم ترنم می کرد... به راستی بر صحرا عشق باریده بود!
و اما این خوشی لحظه ای بیش دوام ندارد هزار اندیشه است که نمی گذارد فارغ بال به سوی زیبایی ها بروم : وضعیت مردم کشورم که همیشه زلزله زده اند و بر ویرانه ها نشسته اند درصورتی که می توانند در خانه ای زیبا و راحت بر اریکه ی خوشبختی تکیه دهند اگر و تنها اگر بر توان خود ایمان داشته باشند و برای شناخت بهتر و بهترین ها تلاش کنند. سرزمین ما انواع ثروت های ملی را داراست اما چطور آن را مصرف می کند؟ چیزی که در این میان ازبین رفته احساس اشتراک و مالکیت جمعی است. هر کسی به فکر گلیم پاره خود است و ...
این روز ها همگی تب زد ه ایم و در انتظار ...
انتظار برخاسته از فرهنگ کهن ماست همیشه در انتظار مردی هستیم تا ازخویش برون آید و کاری بکند ! و اما این من و تو هستیم که باید آستین ها را بالا بزنیم و کاری کنیم،کاری که همراه با اندیشه و دورنگری باشد و نه سطحی و گذرا.. شرکت نکردن در انتخابات اقدامی اولیه است و ادامه ی آن باید زیر بنایی تر شکل گیرد شناساندن افراد لایق و کسانی که هدفشان به موازات اندیشه ی مردمی تلاش برای داشتن ایرانی آباد و آزاد است.


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
وبلاگ دوستان در بلاگ رولینگ
تعداد بازدیدکنندگان : 341377